الشيخ رسول جعفريان

1015

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

زن دارند و نه فرزند و نه عيال و نه وجه معاش و نه لباس ، چرا كه همهء ما يحتاج ايشان را سواى زنان در آن مكان مهيا كرده‌اند بدون آن كه ايشان . . . « 1 » از آن داشته باشند و بعد از اتمام هفت سال ، از اين مدرسه به مدرسهء ديگر نقل مىكنند از براى تحصيل علم دين خود و در آن مدرسه كه خالى شد شاگردان ديگر مىآيند كه هرگز هيچ مدرسه خالى نمىماند . و در آن ولايت استادانى كه در فن حكمت درس مىدهند مثل اينجاها نيست كه كتاب به دست بگيرند و بىكتاب نتوانند درس گفتن ، بلكه دستور است كه آن دو نفر استاد را كه در آن مدرسه درس مىگويند دو سال يا كمتر ، پيش از تدريس او را خبر مىكنند و او مىآيد و كتاب افلاطون و ارسطو و ساير كتاب‌هاى حكمت را نزد خود گذاشته و تصنيفى بكند و در هر مسئله قولى اختيار كرده او را به دليل عقلى ثابت مىكند و در آن هفت سال آن تصنيف خود را تعليم شاگردان خود كند و ماه به ماه هر مسأله‌اى كه در هر روز تعليم كرده و قولى در آن مسئله اختيار نموده به دست مىآيد در يك ورق كاغذ بنويسد و در مدرسه خود بچسباند تا اين كه همه استادان از مدرس‌هاى ديگر كه اين دستور را مىدانند در يك روزى از ماه كه به واسطهء اين كار تعيين كرده‌اند آمده آن مسئله را كه او بيان كرده ببينند و در هريك از آن مسئله‌ها كه خواهند با آن استاد كه بالاى منبر براى همين كار نشسته بحث كنند و او بايد همه را جواب بگويد و ملزم نشود . غرض از اين حكايت اين است كه اين حكما كه حالا در ميان اهل اسلام خود را حكيم مىدانند و به سبب سطرى چند كه از شفا و غيره خوانده‌اند ايمان خود را به باد داده موجب مرض ايمان مسلمانان مىشوند و مىگويند كه ما با حديث كار نداريم و ما ارباب عقليم و احاديث نقلى چنين‌اند و ما بايد موافق عقل چيزها را قبول كنيم بدانند و بفهمند كه اگر از حكمت افلاطون و ارسطو عقل را آن قوّت بهم مىرسيد كه بدون اعانت شرع مبين به تنهايى حق را مىتوانست بشناسد و ثابت كند ، پس مىبايست كه دين اين فرنگان كه بناى آن بر حكمت حكماست و اصل حكمت نزد ايشان است بهترين و قايم‌ترين دين باشد . . . منظور از تطويل خيرخواهى اين جماعت است كه نظر به احوال فقير نموده و عبرت بگيرند كه متوسل به نور ائمهء معصومين عليهم السلام گرديده از اعتقادى كه به دين نصارا داشتم با وجود آن كه در آن دين متولد شده بودم و حكمت حكما به نحوى كه مذكور شد خوانده بودم ، بيزارى جسته و حق را پيدا نموده و اختيار كرده‌ام ، ايشان نيز چنين كنند و الا اگر دست از اقوال حكما و وحدت موجود بر نمىدارند و احاديث اهل بيت در نظر ايشان قدرى ندارد ، از براى ايشان بهتر است كه به مضمون كلّ شىء يرجع الى أصله به فرنگ بروند . « 2 »

--> ( 1 ) . يك كلمه ناخوانا . ( 2 ) . جديد الاسلام ، على قلى ، هداية الضالين ، نسخهء 12116 آستان قدس رضوى ، برگ 78 به بعد .